ترس از صدا‌های بلند، افراد غریبه و سایر اشیا و حوادث بخشی از دوران کودکی است. اما زمانی که این ترس‌ها برای کودک و والدین، استرس‌زا شود، نباید دست کم گرفته شود. ترس های کودکان به عنوان بخشی از رشد طبیعی و نشان‌دهنده‌ی کسب آگاهی او از جهان اطراف و تلاش برای درک آن است. خوشبختانه اکثر ترس های کودکان به طور قابل پیش‌بینی رخ می‌دهند و او می‌تواند این مرحله را به کمک درایت شما پشت سر بگذارد.

انواع ترس های کودکان

در ادامه با انواع ترس های کودکان و تفاوت ترس با فوبیا بیشتر آشنا می‌شویم.

ترس از صدا‌های بلند و ترس از افتادن

ترس های نوزادان

ترس های کودکان انواع مختلفی دارد؛ یکی از آنها ترس از صدا‌های بلند و ترس از افتادن است. این ترس در نوزادان بیشتر قابل مشاهده است. به گفته‌ی دکتر براون:

مغز و سیستم عصبی کودک در دو سال اول زندگی به سرعت در حال رشد است. اما آنها با سیستم عصبی نابالغی متولد شده‌اند؛ به همین دلیل قدرت پردازش ورودی‌های حسی مانند صدا‌های بلند و احساس افتادن از بلندی را ندارند.

دست به دست کردن کودکان توسط خویشاوندان ممکن است به او آسیبی نرساند، اما نشاندن ناگهانی کودک یا ایجاد یک صدای غیر‌منتظره ممکن است در او ایجاد ترس و وحشت یا گریه کند. با بالغ شدن سیستم عصبی کودک، او روی محیط اطراف خود تمرکز بیشتری می‌کند و ترس های کودکان متنوع‌تر می‌شود. با رسیدن به سن ۸ تا ۱۰ ماهگی مفهوم نگهداری اشیا نمایان می‌شود. دکتر براون می‌گوید:

قبل از این سن، از نظر کودکان، زمانی که اشیا پنهان می‌شوند، دیگر وجود ندارد. اما در این مرحله درک می‌کنند که در صورت پنهان شدن اشیا، آنها هنوز وجود دارند. بنابراین زمانی که والدین اتاق را ترک می‌کنند، کودک متعجب می‌شود که چرا آنها رفته‌اند و چه وقت بر می‌گردند.

اضطراب جدایی

در این سن، اضطراب جدایی کودک با ترس دیگری به اسم اضطراب غریبه‌ها همراه است. در این شرایط کودک نسبت به هر شخصی غیر از والدین خود، رفتار محتاطانه‌ای دارد. دکتر مونا دلاهوک، دارای مدرک دکترای روانشناسی رشد از پاسادنا، کالیفرنیا می‌گوید:

این ترس، نشانه‌ی خوبی است و به این معنا است که کودک توانایی تشخیص چهره‌های آشنا از غیر آشنا را دارد.

اگر چه اضطراب جدایی و اضطراب غریبه‌ها بخشی از چرخه‌ی رشد سالم کودک است. اما این نوع از ترس های کودکان می‌تواند برای والدین امری نگران‌کننده باشد. در این دوره، نه تنها کودک از نبود شما دچار اضطراب می‌شود، بلکه از تمام مراقبین خودش هم می‌ترسد.

آسان‌سازی اضطراب جدایی

اضطراب جدایی در کودکان

مقاله مرتبط: اضطراب جدایی در کودکان چیست؟

به عنوان مادر می‌توانید به کودک خود برای مدیریت ترس‌هایش کمک کنید. اغلب با او بازی دالی موشه انجام دهید. در این صورت کودک حضورتان را حتی با وجود ندیدن صورت شما، درک می‌کند. همچنین می‌توانید برای یک دقیقه اتاق را ترک کنید و سپس برگردید. می‌توانید ابتدا کودک را با همسرتان تنها بگذارید. بعد از آن با یک خویشاوند نزدیک، دوست مورد اعتماد و صمیمی یا پرستار کودک. کودک باید فرد جدید را به عنوان یکی از اعضای خانواده‌ی شما بشناسد تا زمانی که کودک را با آن فرد تنها می‌گذارید، از بودن در کنار او لذت ببرد. با دوران‌های زمانی کوتاه‌مدت شروع کنید. مثلا ابتدا با یک ساعت شروع کنید و در طی چند هفته زمان آن را افزایش دهید.

ترس از صداها، حیوانات و تاریکی

هنگامی که کودک شروع به راه رفتن می‌کند، تمایل او به استقلال و کنترل محیط اطرافش بیشتر می‌‌شود. این به آن معناست که کودک به مواردی که خارج از کنترل اوست، واکنش نشان می‌دهد و می‌ترسد. صدای سیفون توالت، جست و خیز کردن سگ یا صدای رعد و برق.

ترس های کودکان از موجودات

ترس کودکان از موجودات

بعضی از کودکان ممکن است از مورچه بترسند. برای اینکه این ترس را از کودک دور کنید، می‌توانید از طریق کتاب یا موزه‌ی جانور‌شناسی او را با دنیای مورچه‌ها آشنا کنید. بهترین روش این است که به کودک کمک کنیم که احساس قدرت کند. دکتر براون می‌گوید:

اگر به کودک این احساس را منتقل کنید که همه چیز تحت کنترل اوست، بهتر می‌‌تواند بر ترسش غلبه کند.

شاید شما به عنوان یک بزرگسال هیچ دلیلی برای ترسیدن، نبینید؛ اما باید به احساس کودکتان احترام بگذارید. رابرت سیرز نویسنده‌ی کتاب همکار کودک می‌گوید:

بهترین راه برای اینکه کودک بر ترسش غلبه کند این است که به او بگویید که احساسش عادی و طبیعی است و شما هم، گاهی چنین احساسی دارید.

دکتر سیرز توصیه می‌کند که پدر‌ها و مادر‌ها بهتر است برای زمان خواب کودک، کار‌های آرام‌بخشی در نظر بگیرند. از خواندن قصه‌هایی که شخصیت‌های ترسناک دارند، خودداری کنید. به گفته‌ی دکتر سیرز:

کاری نکنید که کودک با رسیدن شب و تاریکی احساس ترس کند، خودتان را در دسترس فرزندتان قرار دهید تا مجبور نباشد به تنهایی شب را سپری کند.

ترس از حرکت یا صدای ناگهانی در شب

ترس کودکان در شب

با رسیدن کودک به سن دو سالگی، ذهن کودک سراغ تصوراتی می‌رود که دیده نمی‌شوند. ممکن است کودک در را باز کند، چون از تاریکی و هیولا می‌ترسد. سعی کنید از کودک بپرسید دقیقا از چه چیزی می‌ترسد و برای غلبه بر ترس‌هایش چه می‌کند. دکتر سیرز با خوابیدن کودک در یک تختخواب و با همراه شما موافق است، اما در صورتی که تمایل ندارید، می‌توانید تا زمانی که کودک آرام شود، در کنارش بمانید. برای ترس‌های کودک ارزش قائل شوید و خودتان، عاملی برای بزرگ‌تر شدن ترس‌هایش نباشید. اگر کودک نگران کمین کردن و قایم شدن هیولا‌ها هستند، به کمک هم مراسم خاصی را برای بررسی گوشه و کنار اتاق، ترتیب دهید. می‌توانید از یک حیوان عروسکی بزرگ به عنوان نگهبان اتاق کودک در کنار در اتاق استفاده کنید. همچنین می‌توانید روی یک اسپری خوشبو‌کننده‌ی هوا بر‌چسب اسپری ضد هیولا بزنید و هر شب آن را در هوا اسپری کنید تا ذهن کودک متوجه‌ی این شود که هیولا‌ها رفته‌اند.

پذیرش و شناختن ترس های کودکان

از کودکتان بپرسید که چه چیزی در برابر ترس‌هایش به او کمک می‌کند و از نتایج مثبت ذهنیت و تصورات کودک استفاده کنید. ایلیا، پسر آدامیک سارجنت وقتی ۳ ساله بود، از هیولا‌ها می‌ترسید. مادرش از او پرسید برای غلبه بر ترسش چه کاری می‌کند. مادرش می‌گوید:

از او پرسیدم برای مبارزه با ترسش چه چیزی به او کمک می‌کند. او گفت  اگر پنج کتاب در تختخوابم داشتم، نمی‌ترسیدم. بعد از آن پنج کتاب پایین تخت ایلیا می‌گذاشتیم و او دیگر نترسید.

ترس های کودکان یا فوبیا

فوبیا یا ترس کودکان

آیا با توجه به اینکه ترس‌ها بخش طبیعی از دوران کودکی است، می‌تواند تبدیل به فوبیا شود؟ کارشناسان به این پرسش پاسخ منفی می‌دهند. در واقع تبدیل شدن ترس‌های کودکی به فوبیا، امری غیر‌معمول است. زیرا فوبیا یک ترس غیر‌منطقی است و اکثر ترس‌های کودکان فقط از نظر بزرگسالان، ترسی غیر‌منطقی شناخته می‌شود. ترس‌هایی که در بزرگسالی (مانند ترس از تاریکی، صدا‌های بلند یا از ترس از حمام ) فوبیا می‌نامیم، در کودکی به عنوان ترس‌های غیر‌منطقی شناخته نمی‌شوند. دکتر متخصص اطفال آری براون می‌گوید:

والدین می‌توانند به کودکانشان کمک کنند که راحت‌تر با ترس‌های دوره‌ی کودکی کنار بیایند و به آرامی با ترس‌هایشان مواجه شوند. برخی از کودکان در برابر سر و صدا‌ها، غریبه‌ها و تاریکی دچار اضطرابی جدی می‌شوند. به ترس‌های کودکان، احترام بگذارید، ترس‌ها را شناسایی کنید و کودکان را در برابر آنها توانمند کنید.

ترس های کودکان را با آغوش باز بپذیرید و برای گذراندن این مرحله همراه آنها باشید و احساسی سرشار از امنیت و آرامش را به کودکت هدیه کن.