تفکر واگرا سبکی از تفکر است که برای مسئله‌ای با جواب‌های متعدد بازه‌ای از راه‌حل‌ها یا ایده‌های جایگزین را تولید می‌کند. تفکر واگرا دقیقاً با خلاقیت یکی نیست، اما غالباً از این مفهوم به‌عنوان شاخصی از میزان و پرورش خلاقیت در کودکان استفاده می‌شود.

این سبک از تفکر دودویی نیست و در ذات خود اکتشافی است. گاهی اوقات به این نوع فکر کردن تفکر جانبی یا تفکر افقی هم گفته می‌شود.

چون تفکر واگرا کیفیتی محسوس است، می‌توان کمیت آن را اندازه‌گیری و ارزیابی کرد. خلاقیت معمولاً با تست‌های اندازه‌گیری تفکر واگرا سنجیده می‌شود. این باور وجود دارد که رسیدن به چند ایده جدید فرایندی خلاق است که غالباً به راه‌حل‌های یکتا و ایده‌های خلاقانه منجر می‌شود و هر دوی این‌ها از ویژگی‌های خلاقیت به شمار می‌روند. به همین دلیل، تفکر واگرا یکی از حوزه‌های خلاقیت است که بیشترین مطالعه درباره آن انجام شده است.

آنچه در این مقاله می‌خوانید:

نمونه‌هایی از تفکر واگرا

به‌عنوان نمونه خوبی از تفکر واگرا، می‌توان به طرق استفاده از گیره کاغذ اشاره کرد. بیشتر مردم می‌توانند ۱۰ تا ۱۵ مورد مصرف برای گیره کاغذ پیدا کنند، اما فردی با تفکر واگرا بسیار بیشتر از این تعداد و نزدیک به ۲۰۰ ایده متفاوت برای استفاده کردن از گیره کاغذ دارد.

نمونه دیگری که فرایند تفکر واگرا را نشان می‌دهد جلسه طوفان مغزی است. در چنین جلسه‌ای، به روشی هم‌زمان و آزاد، فهرستی از راه‌حل‌های ممکن برای مسئله‌ای با پایان باز پیدا می‌شود. هدف این است که درباره یک موضوع مشخص بیشترین تعداد ممکن ایده‌ها تولید شوند. در این فرایند ساده، معمولاً در مدت زمانی کوتاه، اتصالات پیش‌بینی‌نشده‌ای یافته می‌شوند.

تفکر همگرا در مقابل تفکر واگرا

اگر تفکر واگرا رسیدن به چند راه‌حل خلاقانه برای یک مسئله خاص در نظر گرفته شود، تفکر همگرا به معنی ارزیابی مسئله و پیدا کردن یک جواب سرراست و درست است. به بیان ساده، مسائل پایه ریاضی (مثلاً ۱+۱=۲) نمونه‌ای از تفکر همگرا به شمار می‌آیند. شما برای پیدا کردن یک جواب درست از مراحلی کاملاً منطقی پیروی می‌کنید. در مقابل برخی از مسئله‌های ریاضی ـ کلمه‌ای شما را وادار می‌کنند تا جنبه‌های گوناگون مسئله یا راه‌حل‌های جایگزین را با استفاده از تفکر واگرا در نظر بگیرید.

برای موفقیت در مدرسه، کودکان هم به تفکر همگرا و هم به تفکر واگرا نیاز دارند.

چرا تفکر واگرا اهمیت دارد؟

بزرگ‌ترین و موفق‌ترین متفکران جهان مجبور بوده‌اند در سطوح بالای تفکر خلاق شرکت کنند. تفکر واگرا همان چیزی است که باعث می‌شود راه‌حل‌های نوآورانه به دست بیایند، اکتشافات علمی تصادفی اتفاق بیفتند و مشکلات پیچیده حل شوند. خلاقیت توانایی یا مهارت انسان است برای اینکه به روش تازه‌ و یگانه‌ای به چیزها فکر کند.

کودکانی که در تست‌های تفکر واگرا نمرات بالا به دست می‌آروند معمولاً قادرند به ایده‌های منحصربه‌فردی برسند. آن‌ها با جست‌وجوی راه‌حل‌های بدیع برای رسیدن به اهداف، در حل خلاقانه مسئله بهتر عمل می‌کنند و راحت‌تر به سطوح بالای تفکر ارزیابی‌کننده دست می‌یابند.

مطالعات نشان داده‌اند که تفاوت‌های فردی در تفکر واگرا عامل مهمی است در تعیین اینکه آیا فرد، فارغ از هوش و تخصصش، می‌تواند حلال مسئله خلاق باشد یا خیر.

تفکر واگرا قطعاً همان چیزی است که می‌خواهید فرزندانتان در آن خبره باشند.

چرا تفکر همگرا اهمیت دارد؟

خلاقیت و تفکر واگرا در جامعه طرفداران زیادی دارد، اما باید توجه کرد که تفکر همگرا کنار گذاشته نشود. افراد نوآور و بدعت‌گذار از تفکر واگرا برای تولید ایده‌های جدید استفاده می‌کنند و تفکر همگرا را برای ارزیابی عملی بودن آن‌ها به کار می‌برند.

از سوی دیگر، خلاقیت فقط به معنای تفکر واگرا نیست. یکی از رویکردهای تفکر همگرا هم به‌عنوان بخش مهمی از خلاقیت مطرح است. بنابراین، برای اینکه فرد خلاقیت مؤثر داشته باشد، باید از هر دو نوع تفکر بهره ببرد.

تقویت تفکر واگرا برای پرورش خلاقیت در کودکان

اگر به کودکان دقت کنید، متوجه خواهید شد که به طرق بسیاری ذاتاً از تفکر واگرا بهره‌مندند. درواقع، بیشتر کودکان به‌طور ذاتی خلاق‌اند.

فرزند شما در سطح بسیار بالایی با تفکر خلاقانه درگیر می‌شود و در سال‌های اول زندگی‌اش، تخیل نقش بسیار مهمی برای او ایفا می‌کند. درواقع، ۹۸% از کودکانی که به مهدکودک می‌روند در تفکر واگرا نابغه‌اند. زمانی که این کودکان به ۸ تا ۱۰ سالگی می‌رسند، این عدد به ۵۰% تنزل می‌یابد.

شاید شما هم متوجه شده باشید که عملکرد خلاقانه و توانایی تفکر خلاق در شما نسبتاً پایین است. به‌هرحال، زندگی اکثر افراد به‌عنوان بزرگسال بیشتر حول محور ساختارها و راه‌حل‌های سفت‌وسخت می‌چرخد. هرچه سن فرد بالاتر می‌رود، بیشتر آن طرز تفکر متفاوت را از دست می‌دهد. خبر خوب این است که والدین می‌توانند کارهایی را برای پرورش خلاقیت در کودکان خود انجام دهند. در ادامه این مقاله با روش‌هایی برای بهبود تفکر واگرا در کودکان آشنا خواهید شد.

۱٫ سؤال‌هایی با پایان باز

از فرزندتان سؤال‌هایی با پایان باز بپرسید.

در محیط مدرسه، معمولاً از دانش‌آموزان خواسته می‌شود یک پاسخ درست را برای حل مشکل پیدا کنند. به این حالت مسئله‌ای با پایانِ بسته گفته می‌شود. چنین مسائلی راه را برای شکوفایی ایده‌های واگرا باز نمی‌گذارند.

از سوی دیگر، مسائل پایان‌باز را می‌توان به طرق گوناگونی حل کرد. این مسائل باعث می‌شود شخص از چشم‌اندازهای مختلف فکر کند و با ترکیب دانشی که از قبل آموخته است به راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برسد.

۲٫ بازی‌های وانمودی ـ اجتماعی

در بازی‌های وانمودی، کودکان فانتزی‌های خود یا سناریوهای ساختگی را بازی می‌کنند. آن‌ها خطوط داستانی را اجرا می‌کنند که واقعیت ندارد. این کار را می‌توان تکی یا گروهی انجام داد. بازی‌های وانمودی در کودکی ارتباط تنگاتنگی با خلاقیت و تفکر واگرا دارند، اما فقط درصورتی‌که گروهی انجام شوند. بنابراین، برای تقویت تفکر واگرا در کودک، او را تشویق کنید که به‌صورت گروهی با هم‌بازی‌هایش بازی‌های وانمودی را امتحان کند.

۳٫ اطاعت کورکورانه از شما

تصور کنید که فرزندتان چند سنگ آلوده در پارک پیدا کرده است و می‌خواهد آن‌ها را به خانه بیاورد. اولین چیزی که احتمالاً به آن فکر می‌کنید کثیف بودن سنگ‌هاست و اینکه نمی‌خواهید چنین چیزهایی در خانه شما باشند.

بااین‌حال، کودک شما دید کاملاً متفاوتی به چیزها دارد و اگر به او فرصت بدهید، ممکن است سنگ‌ها را رنگ کند و با آن‌ها حیوانات مختلف بسازد، ممکن است باغ سنگی درست کند یا با آن‌ها حیاط را تزئین کند.

از سوی دیگر، اگر برای آوردن سنگ‌ها به شما اصرار کند، از ناسازگاری او شاکی و ناراحت خواهید شد.

توجه داشته باشید که خلاقیت و مطیع بودن باهم اتفاق نمی‌افتند. کودکانی که شخصیت‌های خلاق دارند معمولاً محبوب بزرگسالان نیستند. کودک متفکر خلاق معمولاً بازیگوش، سرسخت، عاطفی و گشاده است. دیگران او را مزاحم می‌بینند و دلسردش می‌کنند.

زمانی که از کودک می‌خواهید از شما کورکورانه اطاعت کند، درواقع به او یاد می‌دهید که یک راه‌حل را بپذیرد، همان راه‌حلی را که پدر و مادر آن را قبول دارند. این رویکرد با تفکر واگرا در تناقض است. برای اینکه مهارت‌های تفکر واگرا را در فرزندتان ایجاد کنید، باید این آزادی را به او بدهید که جهان را در امنیت و به روش خودش کشف کند.

۴٫ بیان درست مفروضات

افراد خلاق این قابلیت را دارند که فرضیاتی را پیش بکشند و قواعد را بر هم بزنند.

از لحاظ بسیاری این وظیفه شماست که به فرزندتان یاد بدهید ساختاریافته و سازگار فکر کند. شما از فرزندتان می‌خواهید حرفتان را بپذیرد و از فرمان‌هایتان پیروی کند. برای مثال، از او می‌خواهید قوانین حل مسائل ریاضی را درک کند و بفهمد موقع خواندن چطور باید کلمات را ادا کند.

اما اگر قصد داشته باشید نوع متفاوتی از تفکر را در فرزندتان رشد دهید، باید بگذارید فرضیاتی را مطرح کند و مهارت‌های تفکر انتقادی‌اش را صیقل دهد. توانایی به چالش کشیدن هنجارها نه‌تنها تفکر واگرا را در کودک تقویت می‌کند، بلکه به او یاد می‌دهد که مسائل را تحلیل کند.

باوجوداین، اینکه از کودک نخواهید کورکورانه از شما اطاعت کند به این معنا نیست که به سرکشی تشویقش کرده‌اید. کودکان باید معنی اطاعت در مواقع لزوم را بدانند، یعنی درک کنند که در موقعیت‌هایی که امنیت و سلامتی‌شان را درگیر می‌کند باید به حرف والدین گوش کنند.

۵٫ یادگیری زبان دوم

یاد گرفتن زبان دوم در کودکی به رشد تفکر واگرا کمک می‌کند.

مطالعات نشان داده‌اند کودکانی که زبان دومی را در دوران ابتدایی یاد گرفته‌اند، نسبت به آن‌هایی که فقط به یک زبان صحبت می‌کنند، منعطف‌ترند و تفکر واگرا دارند.

۶٫ پرورش خلاقیت در کودکان با موسیقی شاد و بامزه

تحقیقات نشان داده‌اند که خلق مثبت باعث تقویت تفکر واگرا می‌شود، درحالی‌که مود منفی مانعی در برابر آن خواهد بود.

بنابراین گوش دادن به موسیقی شاد یا قرار گرفتن کنار افراد بامزه و شوخ باعث بیشتر شدن خلاقیت و ایجاد تفکر واگرا می‌شود.

۷٫ مدیتیشن برای پرورش هرچه بیشتر خلاقیت کودکان

روش دیگری برای تقویت تفکر واگرا که با وضعیت عاطفی فرد ارتباط دارد تمرین مدیتیشن است. مراقبه، که معمولاً به‌صورت تمرین‌های مدیتیشن بودایی انجام می‌شود، باعث بهبود خلق‌وخوی افراد و تقویت تفکر واگرا در آن‌ها می‌شود.

۸٫ فی‌البداهه ساختن برای پرورش خلاقیت

بداهه‌سازی یا بداهه‌گویی به معنای ساختن ایده‌ها در لحظه و بدون برنامه‌ریزی قبلی است. این مهارت با تفکر واگرا ارتباط تنگاتنگی دارد.

کودکان می‌توانند به طرق متعددی بداهه‌سازی را تمرین کنند. بازی‌های کلامی که کودک را وامی‌دارند خود‌به‌خود واژگان تازه‌ای بسازد، تئاتر بداهه، رقص بداهه و پروژه‌های هنری بدون نمایشنامه از گزینه‌های تقویت بداهه‌سازی در کودکان به شمار می‌روند.

۹٫ خواب کودک

کمبود خواب، حتی در کوتاه‌مدت و حتی یک شب، می‌تواند بر توانایی افراد در تفکر اثر بگذارد. برای رسیدن به استراتژی‌های منعطف و تولید ایده‌های بکر، داشتن استراحت کافی و ذهن و بدنی راحت ضروری است. دانشمندان دریافته‌اند که کمبود خواب بر تفکر واگرا تأثیر منفی می‌گذارد و بر تفکر همگرا بی‌اثر است.

و… درنهایت

همه والدین موفقیت فرزندانشان را می‌خواهند، هم در مدرسه و هم در جامعه. توانایی تفکر افقی عاملی حیاتی در موفقیت افراد به شمار می‌رود. به‌عنوان والد و به‌طور غریزی، معمولاً سعی می‌کنید کودکان را به‌سمت تفکر خطی و ساخت‌یافته هدایت کنید. اما اگر درک کنید که تفکر واگرای ذاتی کودکتان هدیه‌ای باارزش است، احتمالاً به‌سوی تقویت آن گام برمی‌دارید.

پاسخ شما:

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید
نام خود را اینجا وارد کنید